حوزه و روحانيت

منشوري براي هميشه روحانيت(۲)

در يادداشت قبلي نيمي از فرمایشات حضرت امام خميني(ره) پیرامون حوزه و روحانيت را تحت عنوان منشوري براي هميشه روحانيت(1) بازخواني و تحليل كرديم. اينك بخش دوم اين يادداشت:

**در هيچ زمينه اي شكست خورده نيستيم

"در يك تحليل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پيروزي بايد عرض كنم كه انقلاب اسلامي ايران در اكثر اهداف و زمينه ها موفق بوده است و به ياري خداوند بزرگ در هيچ زمينه اي مغلوب و شكست خورده نيستيم، حتي در جنگ پيروزي از آن ملت ما گرديد و دشمنان در تحميل آن همه خسارات چيزي به دست نياوردند."

در آن زمان كه برخي جريان هاي معلوم الحال تحليل هايي در مورد شكست جمهوري اسلامي و هدر رفتن خون چندين هزار شهيد ارائه مي دادند و فضا را اينگونه ملتهب مي كردند، امام قاطعانه از پيروزي ملت در جنگ تحميلي سخن گفتند: "هر روز ما در جنگ بركتي داشته ايم كه در همه ي صحنه ها از آن بهره جسته ايم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموديم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده ايم، ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم، ..."

حضرت امام جنگ اسلام ناب با استكبار و ايادي اش را جنگ حق و باطل ناميدند كه جنگي تمام نشدني است. با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري در كرمانشاه مبني بر اينكه: براي رسيدن به امت اسلامي بايد 5 مرحله را پشت سر گذاشت-انقلاب اسلامي، نظام اسلامي، دولت اسلامي، جامعه ي اسلامي، امت اسلامي- و با توجه به اينكه جنگ حق و باطل تمام شدني نيست، درمي يابيم كه استكبار براي جلوگيري از تشكيل امت اسلامي بايد 5 خاكريز يا مانع عمده در مقابل مسلمانان ايجاد كرده باشد كه مي شود در آن جنگ حق و باطل را مشاهده كرد. البته جمهوري اسلامي 2 خاكريز اول را به مدد خون شهداي خود فتح كرده است و اينك رسالت فتح خاكريزهاي بعدي بر دوش نسل ماست.

**تكليف نه نتيجه

در ادامه حضرت امام به جمله اي ناب اشاره مي كنند كه تكليف آيندگان را در هر حالي كه باشند روشن مي سازد و آن اينكه: "ما مأمور به اداي تكليف و وظيفه ايم نه مأمور به نتيجه." استدلالي كه حضرت امام براي اين جمله مي آورند اين است كه: " اگر همه ي انبياء و معصومين عليهم السلام در زمان و مكان خود مكلّف به نتيجه بودند، هرگز نمي بايست از فضا بيشتر از توانايي عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلي و بلند مدتي كه هرگز در حيات ظاهري آنان جامه ي عمل نپوشيده است، ذكري به ميان آورند."

**انحراف انقلاب، هدف فتنه گران

حضرت امام در بخش بعدي فرمايشاتشان، هدف گروههاي منحرف و ليبرال ها را از همان اول، انحراف انقلاب و حركت به سوي آمريكاي جهان خوار مي دانستند. در اين زمان، چه خوب است فتنه گراني چون آقاي خاتمي و گروهك اصلاح طلب، اين عبارت هاي حضرت روح الله را كه مي فرمايد:  "انقلاب به هيچ گروهي بدهكاري ندارد و ما هنوز هم چوب اعتماد هاي فراوان خود را به گروهها و ليبرال ها مي خوريم، آغوش كشور و انقلاب هميشه براي پذيرفتن كساني كه قصد مراجعت دارند، گشوده است ولي نه به قيمت طلبكاري آنان از همه ي اصول، كه چرا مرگ بر آمريكا گفتيد! چرا جنگ كرديد! چرا نسبت به منافقين و ضد انقلابيون حكم خدا را جاري مي كنيد؟" بازخواني كنند و از خودشان سؤال كنند كه مصداق فرمايش امام بعد از بيست و اندي سال چه كساني هستند؟ البته كه جواب روشن است.

يادمان نرفته است كه فتنه گران با توهمات سراب گونه ي خود فكر مي كردند كه مردم از اصول و آرمان هاي انقلاب و حتي دين! رويگردان شده اند و حتي بي شرمانه اين تفكرات مريض خود را در تريبون هاي داخل و خارج منتشر مي كردند. البته خيلي جاي تعجب ندارد چرا كه اين از صفات طمع ورزان به قدرت است كه تا زماني پايبند به اصول هستند كه آن اصول بتواند آنها را به قدرت برساند. اصولگرايان قدرت طلب اصطلاحي مناسب براي افرادي است كه قدرت هدف غايي اشان است و اصول گرايي و اصلاح طلبي اشان بنا به مقتضيات زمان! اگر روزگاري اصلاح طلبان اريكه قدرت را دارا باشند، آنها از هر اصلاح طلبي، اصلاح طلب ترند و اگر زماني بيايد كه غالب مسئوليت ها با اصولگرايان باشد، داعيه ي اصولگرايي اشان گوش فلك را كَر خواهد كرد!

**اتحاد روحانيت انقلاب

امام در مورد شكاف نيافتادن در صف متحد روحانيت انقلابي هشدار مي دهند و اشاره مي كنند كه دشمنان از ديرباز براي اختلاف افكني در اين عرصه آماده شده اند و نيز نتيجه هر نوع اختلافي در عمل موجب تقويت و روي كار آمدن جناح رفاه طلبِ بي درد و نق بزن مي شود. تجربه هم در اين چند سال نشان داده است كه تبليغات استكبار نيز عليه روحانيت، در واقع عليه روحانيت انقلاب بوده است و گرنه روحاني اي كه "اشداء علي الكفار" نباشد و خطري براي خون آشام هاي جهاني نداشته باشد، ممكن است مورد حمايت آنها نيز قرار بگيرد!

**وي‍ژگي هاي يك مجتهد جامع

1-مجتهد بايد به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد(سياسي، اقتصادي، فرهنگي،...)  

2-مجتهد بايد به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاي فرهنگ حاكم بر جهان آشنا باشد.

3-مجتهد بايد زيركي و فراست هدايت يك جامعه ي اسلامي و حتي غير اسلامي را دارا باشد.

4-مجتهد بايد با سياست ها و حتي سياسيون آشنا باشد.

**جنبه ي عيني و عملي فقه و اجتهاد

مهمترين عاملي كه باعث هراس استكبار و حركت كينه توزانه ي آنها در اين سي و اندي سال شده است، اين است كه مبادا فقه و اجتهاد جنبه ي عيني و عملي پيدا كند و قدرت برخورد در مسلمانان بوجود آورد. اينكه دشمنان اسلام مرتب مي خواهند به مردم در نظام اسلامي، نااميدي و يأس القاء كنند به همين دليل است كه بگويند، اسلامي كه مي گويد براي اداره ي جامعه برنامه دارد(اسلام ناب) در واقع يا برنامه ندارد و يا برنامه هايش در عمل جواب نمي دهد. امام مي فرمايند اينكه قدرت هاي سلطه گر جهاني تمام قد پشت يك مزدور بيگانه-سلمان رشدي- ايستاده اند نه بدليل حمايت از يك فرد، بلكه بدليل حمايت از جريان ضد اسلامي بوده است.

**سخن پاياني

در انتهاي منشور نيز امام مي فرمايند:"حوزه و روحانيت بايد نبض تفكر و نياز آينده جامعه را هميشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهياي عكس العمل مناسب باشند."

اگر حوزه ي علميه به طور كامل به اين دغدغه ها عمل مي كرد، الان شايد ما به جاي تحليل و بازخواني فرمایشات امام خميني پیرامون حوزه در سال 67، فرمایشات امام خامنه اي پیرامون حوزه در سال 89 را تحليل و بازخواني مي كردیم.

والعاقبة للمتقین

پ.ن:

جملات داخل " " عيناً از منشور روحانیت آورده شده است.