دعوت، به چه قيمتي؟

ملك عبدالله

دعوت، به چه قيمتي؟

يكي از نقاط قوت دولت آقاي احمدي نژاد، بحث سياست خارجي اين دولت بوده است. سياست خارجي دولت عدالت محور از همان سال 84، بر خلاف 16 سال گذشته اش، از موضع بالا و بر پايه ي "سوال از ما و جواب از غرب" شكل گرفت. باز كردن پلمپ تاسيسات هسته اي كشور و مطرح كردن رژيم صهيونيستي به عنوان بزرگترين خطر هسته اي منطقه و طرح مساله هولوكاست از جمله اين سياست ها بود. اين در حالي است كه در دو دوره ي پيش از دولت عدالت محور يعني دوره هاي سازندگي و مخصوصا دوره ي اصلاحات، سياست خارجي به گونه اي منفعلانه و تقريبا فقط در مقام پاسخ گويي به ادعاهاي واهي و فرصت سوزانه غرب مي گذشت كه نتيجه اي جز كندي در روند پيشرفت كشور را حاصل نكرد.

سياست خارجي دولت احمدي نژاد نسبت به گذشته آنقدر قوي و به اصطلاح انقلابي عمل كرده بود كه منتقدين عمدتا اظهار نظرهاي چند نفر منتسب به دولت و همچنين بحث موازي كاري در سياست خارجي-مثل اظهار نظرهايي در مورد دوستي با مردم اسرائيل و مكتب ايراني-را از نقاط ضعف در مساله سياست خارجي دولت مي دانستند.

 با همه ي اين احوالات، كنفرانس خبري دوشنبه شب رئيس جمهور، با اظهار نظر غير منتظرانه آقاي احمدي نژاد همراه بود. اين اظهار نظر عجيب چيزي نبود جز دفاع وي از دعوت پادشاه(ديكتاتور) اردن به ايران! كه سر و صداهاي زيادي را از هر طرف بلند كرده است. مثل هميشه مجلسي ها پيشقراولان اين انتقادات بودند. در حالي كه بعضي ها نظرشان اين است كه دعوت از پادشاه اردن يا به عبارت بهتر ديكتاتور اردن در مقطع كنوني و با توجه به اوضاع منطقه، به صلاح نيست، افرادي هم اين دعوت را ضروري مي دانند.

از اين اظهار نظرها كه بگذريم، بايد ديد استدلال رئيس جمهور در مورد دعوت از ديكتاتور اردن چيست؟ چيزي كه مشخص است اين است كه پافشاري آقاي احمدي نژاد به اين دعوت چيزي جز آگاه سازي اردن از توطئه هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي در مورد طرح جديد استكبار براي آوارگان فلسطيني نيست. گويا قرار است در اين طرح، سرزمين جديدي را در اردن براي آوارگان فلسطيني اختصاص دهند!

اما سوال اينجاست كه آيا اين آگاه سازي با توجه به اوضاع منطقه و انقلاب هاي صورت گرفته در كشورهاي منطقه، فقط به صورت دعوت از ديكتاتور منفور اردن كه مواضع همسويي با آمريكا و رژيم صهيونيستي دارد، امكان پذير است؟

اگر مساله آگاه سازي اردن از نقشه استكبار براي منطقه است كه اين كار با فرستادن يك هيئت از جمهوري اسلامي به اردن براي توجيه آنها، امكان پذير است. ديگر نيازي به دعوت از اين هم پيمان آمريكا و رژيم صهيونيستي نيست.

آقاي احمدي نژاد مگر شما معتقد نيستيد كه زمان، زمان ديپلماسي عمومي است و ديپلماسي عمومي است كه نقش تعيين كننده اي را در جهان امروز بازي مي كند. پر واضح است كه دعوت از پادشاه اردن، با توجه به هجمه ي رسانه اي كه قطعا در اين مورد راه مي افتد، نتيجه اش به طور عمده فقط سيگنال هاي منفي است كه براي مبارزان و مردم در حال قيام منطقه فرستاده مي شود. ضمن اينكه رئيس مجلس اردن هم چند روز پيش با حمله شديد به سياست هاي نظام جمهوري اسلامي، ايران را متهم كرده است به اينكه در امور داخلي كشورها دخالت مي كند و به دنبال بحث هلال شيعي در منطقه است. اين گونه اظهار نظرها، اصل نتيجه دار بودن آگاه سازي جمهوري اسلامي را نيز در هاله اي از ابهام فرو مي برد.

والعاقبة للمتقین

 

براي شهداي بحرين

اين هم يك شعر حماسي و زيبا از حميدرضا برقعي تقديم به تمام شهداي انقلاب اسلامي بحرين


باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است              مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است 

بحر آرام دگر باره خروشان شده است           ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است            لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است 

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است              (دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است)

با شماییم که خود را خبری می‌دانید                  و زمین را همه ارث پدری می‌دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید                   فخر کردید که هم کاسه نمرود شدید

گرد باد آتش صحراست بترسید از آن               آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان! بترسید که دریا به خروش آمده است     خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می‌آید             دیگر از خرد و کلان معجزه بر می‌آید

سنگ این قوم که سجیل شود می‌فهمید                   آسمان غرق ابابیل شود می‌فهمید

پاسخت می‌دهد این طایفه با خون اینک                ذوالفقاری زنیام آمده بیرون اینک

هان! بخوانید که خاقانی از این خط گفته است    شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است          هان بترسید که طوفان طبس در راه است

یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم     روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه‌ها بی تو دمادم سنگ است          یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه            هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله